معنی رمایة
6 بازدید
[ رِ یَ ] (ع مص) تیر انداختن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). افکندن. انداختن. پرتاب کردن. (از اقرب الموارد). تیراندازی. - سبق و رمایه؛ اسب دوانی و تیراندازی. رجوع به سبق و رمایه شود. || آهنگ و قصد مکانی کردن. || یاری کردن. نصرت دادن. || بر کسی عیب گرفتن و راندن و متهم ساختن وی. (از اقرب الموارد). عیب گرفتن بر کسی و متهم ساختن. (از المنجد). || زیاد شدن مال. (از اقرب الموارد). || ولایت دادن و مسلط ساختن کسی را بر شهری. (از اقرب الموارد) (از المنجد). و رجوع به رَمْی شود.
کلمات همقافیه با «رمایة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر