معنی رماک
6 بازدید
[ رِ ] (ع اِ) جِ رَمَکة. اسبها و مادیانهای اسب تاتاری که برای نسل باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به رَمَکة شود: و همچنان لشکر خوارزم بر پی ایشان خشمناک چون فحول از عقب رماک تا از سیفاباد با فنون فضیحت درگذشتند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «رماک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر