معنی رمانی
8 بازدید
[ رُمْ ما ] (ص نسبی، اِ) آنچه در شکل و رنگ شبیه انار باشد. (از اقرب الموارد). و مشابهت را بیشتر رنگ سرخ از آن اراده کنند. || لعل و یاقوت. (آنندراج): رسیدم من به درگاهی که دولت از او خیزد چو رمانی ز معدن.منوچهری. - یاقوت رمانی؛ اجود انواع یاقوت است. (الجماهر بیرونی). یاقوت سرخ خوش و برنگ دانهٔ انار: در پیش تخت اعلی پانزده پاره یاقوت رمانی و لعل بدخش و زمرد و مروارید و پیروزه. (تاریخ بیهقی). همت عالی طلب جام مرصع گو مباش رند را آب عنب یاقوت رمانی بود.حافظ. و رجوع به یاقوت رمانی شود.[ رُمْ ما ] (ص نسبی) منسوب است به رمان بن معاویةبن ثعلبةبن عقبه که بطنی است از سکون. (از لباب الانساب سمعانی).[ رُمْ ما ] (ص نسبی) منسوب است به رمان که بطنی است از مذحج و او رمان بن کعب بن أودبن صعب بن سعدالعشیرة است. (از لباب الانساب).[ رُمْ ما ] (اِخ) ابوالحسن علی بن عیسی الرمانی نحوی. متوفی بسال ۳۸۴ هـ . ق. رجوع به ابوالحسن رمانی و انساب سمعانی و ریحانة الادب شود.[ رُمْ ما ] (اِخ) احمدبن علی بن محمد، مکنی به ابی عبداللََّه الرمانی النحوی. رجوع به احمدبن علی.... شود.[ رُمْ ما ] (اِخ) زیدبن حبیب الجهنی. از رواة است و از شعبی روایت کند. (از لباب الانساب).[ رُمْ ما ] (اِخ) عمروبن تمیم. از رواة حدیث است و از پدر خویش روایت کند. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «رمانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر