معنی رمانة
4 بازدید
[ رُمْ ما نَ ] (ع اِ) واحد رمان. یکی انار. (منتهی الارب). || نارهٔ قبان. (صحاح الفرس). سنگ کپان. || ناف و آنچه در اطراف آن است از شکم. (از اقرب الموارد). || جای علف در شکم و اندرون چارپایان. (از اقرب الموارد). هزارتوی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «رمانة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر