معنی رماق
6 بازدید
[ رَ / رِ ] (ع اِ) آنچه بدان روز گذارند از معیشت که باقی جان را نگاه دارد. (منتهی الارب). روزی بخور و نمیر. رجوع به رمامة شود.[ رِ ] (ع اِمص) نفاق. (اقرب الموارد). دوروئی. (ناظم الاطباء). || (مص) به گوشهٔ چشم به کینه و خشم نگریستن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رماق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر