معنی رقرقة
7 بازدید
[ رَ رَ قَ ] (ع مص) ریختن آب را: رقرق الماء و غیره. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ریختن آب و غیر آن را. (آنندراج). ریختن چنانکه آب را. (یادداشت مؤلف). آب راندن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || برگشتن آب در چشم. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || پاشیدن عطر در جامه. (از اقرب الموارد). || تنک گردانیدن اشکنه را به روغن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). تنک گردانیدن و گشاد کردن چنانکه اشکنه را به روغن. (یادداشت مؤلف). || جنبانیدن کوزهٔ آب. (منتهی الارب) (آنندراج). || آمیختن شراب را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رقرقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر