معنی رقدة
8 بازدید
[ رَ دَ ] (ع اِ) یکبار به خواب شدن. (آنندراج). یکبار به خواب شدن. (فعلة من الرقاد) یقال: اصابتنا رقدة من حر؛ ای قدر عشرة ایام. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || میان مردن و زنده شدن. (دهار). سکوت میان دنیا و آخرت. (از اقرب الموارد). در میان دو صور درنگ کردن از پس مرگ و تا روز رستخیزمیان دو صور. (یادداشت مؤلف). مابین نفختین. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «رقدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر