معنی رقاده
7 بازدید
[ رَ دَ ] (اِخ) ناحیتی از نواحی قیروان. (یادداشت مؤلف). شهری است که در افریقیه و چهار میلی قیروان بوده و وسعت و آبادی و آب و هوای بسیار خوب و طراوت و صفای دل انگیز داشته، فعلاً خراب است. (از معجم البلدان ج ۴). رجوع به نزهة القلوب ج ۳ ص ۲۷۱ و قاموس الاعلام ترکی ج ۳ شود.
کلمات همقافیه با «رقاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر