معنی رقاد

معنی رقاد

5 بازدید
[ رُ ] (ع مص) به خواب شدن. (منتهی الارب). خوابیدن. (از اقرب الموارد). در خواب شدن. (فرهنگ نظام). مصدر به معنی رَقد. (ناظم الاطباء). بخفتن. (المصادر زوزنی). خفتن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (آنندراج) (غیاث اللغات). رجوع به رقد شود.
[ رُ ] (ع اِ) خواب. یا رقاد مخصوص است به خواب شب. (منتهی الارب) (از آنندراج). خواب. (غیاث اللغات). خواب و خصوصاً خواب در شب. (ناظم الاطباء). خواب سبک اول شب. خواب. نوم. رقد. رقود. (یادداشت مؤلف). خواب دراز. (دهار) (یادداشت مؤلف). خواب یا خواب خوش. (فرهنگ نظام).

کلمات هم‌قافیه با «رقاد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید