معنی رقابت
9 بازدید
[ رَ / رِ بَ ] (ع مص) نگهبانی کردن. || انتظارکشیدن. (فرهنگ فارسی معین). || (اِمص) انتظار و نگهبانی. (فرهنگ نظام) (غیاث اللغات). انتظار. چشم داشت. (فرهنگ فارسی معین). || هم چشمی. (فرهنگ نظام) (یادداشت مؤلف) (لغات فرهنگستان) (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «رقابت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر