معنی رفیعة
7 بازدید
[ رَ عَ ] (ع ص) مؤنث رفیع. (ناظم الاطباء). تأنیث رفیع. (یادداشت مؤلف). رجوع به رفیع شود. || (اِ) قصه ای که بردارند. (آنندراج) (منتهی الارب). قصه ای که به حاکم تقدیم کنند. گویند: رفع فلان الی العامل رفیعة؛ یعنی فلانی عرض حالی به حاکم داد. (از اقرب الموارد). || قصه ای که برای دیگری گویند. || هر چیز که به حضور والی تبلیغ کنند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رفیعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر