معنی رفوه
6 بازدید
[ رُ ] (ع مص) فراخ و آسان شدن زندگانی و رسیدن به نعمت و فراخی روزی. (ناظم الاطباء). فراخ شدن زندگانی. (از اقرب الموارد). مصدر به معانی رَفْه. (منتهی الارب). رجوع به رفه شود. || بر آب آمدن شتران هر روز که خواستند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). به آب آمدن شتر هر گه که خواهد. (تاج المصادر بیهقی). || سیراب و سیر علف شدن شتران. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رفوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر