معنی رفقی
8 بازدید
[ رِ ] (اِخ) شیخ محمد رفقی افندی. از گویندگان بنام قرن سیزده و از مشایخ نقشبندی بود. در زبان فارسی یدی طولی داشت و آن زبان را تدریس می کرد. اشعار عرفانی فراوانی از او بجای مانده است. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳).[ رِ ] (اِخ) مولانا رفقی، کسی خوش طبع ظریف است و شعر او لطیف است و این مطلع از اوست: نمی دانم چه سان گویم به شمع خویش سوز دل که گر دم می زنم سوی رقیبان می شود مایل. (مجالس النفائس ص ۴۰۳). رجوع به فرهنگ سخنوارن شود.
کلمات همقافیه با «رفقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر