معنی رفقاء
7 بازدید
[ رُ فَ ] (ع اِ) یا رفقا. در تداول فارسی، جِ رِفیق. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص ۵۲) (دهار) (غیاث اللغات). جِ رفیق، به معنی همراه. (از آنندراج). مأخوذ از عربی، یاران و دوستان و همراهان و رفیقان. (ناظم الاطباء). رجوع به رفیق شود.[ رَ ] (ع ص) ماده شتر آرنج برتافته. || ماده شتری که سوراخ سر پستانش بند شده باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). گوسفندی که سوراخ پستانش بسته باشد. (مهذب الاسماء).[ ] (اِخ) یا رُفقَة. بنت ماخوربن تارخ زوجهٔ اسحاق (ع) مادر عیص و یعقوب. (حبیب السیر چ سنگی ج ۱ ص ۲۳). رجوع به رفقة و مجمل التواریخ و القصص ص ۱۹۴ شود.
کلمات همقافیه با «رفقاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر