معنی رفث
12 بازدید
[ رَ فَ ] (ع اِ) جماع. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص ۲۵). مباعلت. مباضعت. مباشرت. جماع. آرمیدن با زن. نزدیکی. مواقعه. (یادداشت مؤلف). || سخن زنان در آرمیدن. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از غیاث اللغات). ذکر آرمیدن پیش زنان. (یادداشت مؤلف). || فحش زنان. (ناظم الاطباء) (از غیاث اللغات) (از آنندراج). سخن فحش. (دهار) (از مهذب الاسماء).[ رَ فَ ] (ع مص) فحش گفتن. (ناظم الاطباء). نافرجام گفتن. (المصادرزوزنی) (دهار) (تاج المصادر بیهقی). || آرمیدن با زن. (از ناظم الاطباء). مجامعت کردن. (المصادرزوزنی). جماع کردن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی). آرمیدن. (یادداشت مؤلف). || نکاح کردن. (المصادر زوزنی). تصریح کنایهٔ ذکر نکاح را. (ناظم الاطباء). نکاح. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «رفث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فث» برای سرودن شعر