معنی رفتگی
8 بازدید
[ رَ تَ / تِ ] (حامص) کوچ و رحلت و هجرت و روانگی. (ناظم الاطباء): عیار؛ رفتگی و گریز. (منتهی الارب). || نقصان. (ناظم الاطباء). - رفتگی پارچه؛ تنگ شدن و فرسوده شدن آن بسبب کثرت استعمال و کهنگی. اتلاف. (ناظم الاطباء). - رفتگی پوست یا پشم یا جز آن؛ نقصان یافتن و کم شدن آن. (از یادداشت مؤلف). - رفتگی خون؛ اتلاف خون. (ناظم الاطباء). - رفتگی شنوایی؛ بطلان شنوایی. و کری. (ناظم الاطباء).[ رُ تَ ] (حامص) رفتگی خانه؛ تمیزی و جاروب شدن آن: به این شستگی و رفتگی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «رفتگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر