معنی رفتگر
7 بازدید
[ رُ گَ ] (ص مرکب) مأمور تنظیف. (لغات فرهنگستان). جاروب کش. (فرهنگ رازی). سپور که بر عمل جاروکشی و رفتن معابر عام گمارده شده است. مأمور شهرداری که خیابانها و کوچه ها را جاروب و تمیز کند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «رفتگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر