معنی رفتهروب
6 بازدید
[ رُ تَ / تِ ] (مص مرخم، اِ مرکب) تداولی از رفت و روب. کناسة و جاروب کردن. رجوع به رفت و رو شود. || جاروب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رفتهروب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر