معنی رفتار کردن

معنی رفتار کردن

8 بازدید
[ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) گذر کردن. (ناظم الاطباء). || سلوک کردن. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). عمل کردن. (فرهنگ فارسی معین). || پیش آمدن. (ناظم الاطباء). || حرکت کردن. راه رفتن. (فرهنگ فارسی معین): خر که کمتر نهند بر وی بار به ره آسوده تر کند رفتار.سعدی. سرو بلند بین که چه رفتار می کند شوخ شکردهن که چه گفتار می کند.سعدی. سرو ایستاده به چو تو رفتار می کنی طوطی خموش به چو تو گفتار می کنی. سعدی. کجا همی رود آن شاهد شکرگفتار چرا همی نکند بر دو چشم من رفتار. سعدی. رجوع به رفت آمد و رفت و آمد شود.

کلمات هم‌قافیه با «رفتار کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید