معنی رفاهیت
6 بازدید
[ رِ هی یَ ] (ع اِمص) آسایش و راحت و استراحت و آرامش و اطمینان و آسودگی. (ناظم الاطباء). استراحت. (یادداشت مؤلف). اغلب به تشدید «یاء» تلفظ کنند ولی به تخفیف «یاء» است. (ادب الکاتب، مصر، ۱۳۴۶ ص ۲۷۷) (محیط المحیط). صاحب تاج العروس در مادهٔ صلح گوید: و لیس فی کلامهم فعالیة مشددة کذا نقلوه. با اینحال در لفظ کراهیت گوید: رفاهیت به تشدید نیز خوانده میشود. (از نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات تبریز سال اول شمارهٔ ۵): بازرگانی بود که به نعمت و رفاهیت شهرتی داشت. (سندبادنامه ص ۱۵۴). در هنگام رفاهیت و راحت ساعات حال، از شدت اوقات مستقبل اندیشه دارد. (سندبادنامه ص ۱۲۲). رعایا در مهد رفاهیت و ضعفا در سایهٔ عنایت و عاطفت قرار گرفته اند. (سندبادنامه ص ۱۱۸). در دامن امن و فراغت و خصب و رفاهیت اعتیاد و عادت گرفته اند. (سندبادنامه ص ۴۰). زبان روات و بیان ثقات آوازهٔ رفاهیت رعیت و خصب و امن ولایت او به گوش خلق رسانیده. (سندبادنامه ص ۳۱). تا شهر مصون و اهالی مأمون به رفاهیت بیارمیدی. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۹۶). || شادمانی و خرسندی. فراخی و ارزانی. (ناظم الاطباء). فراخی. فراخی عیش. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «رفاهیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر