معنی رفاء
7 بازدید
[ رِ ] (ع اِمص) سازگاری. (دهار). اتفاق. حسن اجتماع. سکون. طمأنینه. سازواری. سازوار آمدن. سازگاری. پیوستگی. برچسبانی. - بالرفاء والبنین؛ دعایی است به تازه داماد یا تازه بیوک: خداوند شما را به یکدیگر مهربان کناد و پسران دهاد. (یادداشت مؤلف).[ رِ ] (ع مص) آرام دادن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج). مصدر است به معنی مرافاة. (ناظم الاطباء). || صلح کردن میان کسان و نیکو نمودن. (منتهی الارب) (از آنندراج). || سازوار آمدن. (منتهی الارب). باکسی موافقت کردن. (دهار). || برچسبان شدن. (منتهی الارب) (آنندراج). || کف شیر گرفتن و برچفسان شدن . (منتهی الارب). || رفو کردن. (مهذب الاسماء).[ رَفْ فا ] (ع ص) رفوگر. (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء) (دهار).
کلمات همقافیه با «رفاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر