معنی رغوة
7 بازدید
[ رَغْ وَ ] (ع اِ) سنگ بزرگ. || رِغوَة یا رُغوَة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). رجوع به رِغوَة شود.[ رِغْ وَ ] (ع اِ) رَغوَة. رُغوَة. کفک و سرشیر. (آنندراج). سرشیر و کفک شیر. ج، رُغَاً. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ رُغْ وَ ] (ع اِ) رَغوَة. رِغوَة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). رجوع به رَغوَة شود. || رغوةالقمر. زهرةالشی ء. (تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ص ۱۷۳). رجوع به رغوةالقمر و حجرالقمر شود.
کلمات همقافیه با «رغوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر