معنی رغث
6 بازدید
[ رَ ] (ع مص) مکیدن بچه شیر مادر را. (ناظم الاطباء). شیر خوردن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر اللغهٔ زوزنی). بر مکیدن بزغاله شیر مادر را. (منتهی الارب) (آنندراج). || شیر دادن. (مصادر اللغهٔ زوزنی). || رُغِثَ رغثاً؛ دردناک رگ پستان گردید. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || (مجهولاً) بسیار شدن سؤال بر مرد به اندازه ای که هر چه پیش او باشد سپری شود. || نیزه بر نیزه زدن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ رَ ] (اِ) گلنار و گل درخت انارتر. (از ناظم الاطباء). جلنار است. (اختیارات بدیعی). گلنار است و آن گل درخت اناری است که بغیر از گل ثمری دیگر ندارد و بهترین آن گلنار فارسی باشد. (برهان) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «رغث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غث» برای سرودن شعر