معنی رعیتی

معنی رعیتی

8 بازدید
[ رَ عی یَ ] (حامص) فرمانبرداری و طاعت. (ناظم الاطباء). - ارباب رعیتی؛ روابطی که بین مالک و زارع برقرار بود و در ایران در بهمن ۱۳۴۱ هـ . ش. بعلت ظالمانه بودن این رابطه بنفع زارعان منسوخ گردید. - ارباب و رعیتی؛ مالک و زارعی. - رژیم ارباب رعیتی؛ رژیم یا اصولی که بین رعیت یعنی زارع زمین و مالک یا خان برقرار است. مالک و رعیت بودن. - قانون ارباب رعیتی؛ قانون یا آیینی که بین رعیت و مالک برقرار است و آن غالباً ظالمانه می باشد. || کشتکاری و فلاحت و زراعت. (از ناظم الاطباء). || رعیت بودن. در زمین مالکی به کشت و زرع پرداختن. (یادداشت مؤلف). || (ص نسبی، اِ) زمین اجاره داده شدهٔ کشت شده. (از ناظم الاطباء). - زمینهای رعیتی؛ زمینهای قابل کشت که در دست رعیت باشد. || اجاره داری. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «رعیتی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید