معنی رعیالحمار
5 بازدید
[ رَعْ یُلْ حِ ] (ع اِ مرکب) خاری است شبیه به بادآورد بغایت تند، رایحه ای شبیه به رایحهٔ حرف و بیخش تندتر و تخمش شبیه به خردل و سیاه و چون حمار را نفخ و دردی بهم رسد از خوردن این گیاه خلاص یابد گویند رعی الابل است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن) (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «رعیالحمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر