معنی رعناء
7 بازدید
[ رَ ] (ع ص، اِ) رعنا. مؤنث ارعن؛ زن گول و سست. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین) (از دهار) (از منتهی الارب). رجوع به رَعنا شود. || نوعی از انگور. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).[ رَ ] (اِخ) لقب شهر بصره. (یادداشت مؤلف). نام بصره. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نام بصرة، سمیت به تشبیهاً برعن الجبل. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «رعناء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر