معنی رعراع
7 بازدید
[ رَ ] (ع ص، اِ) کودک بلندبالا. (دهار). کودک بالیدهٔ نیکو و راست قامت و نیکوجوانی. ج، رَعارِع. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مرد بددل. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). مرد ترسو. (از اقرب الموارد). || نی دراز. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (یادداشت مؤلف) (از اقرب الموارد). - رعراع ایوب؛ گیاهی است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رعراع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر