معنی رعده
7 بازدید
[ رَ دَ / دِ ] (ع اِ) رَعدَة. لرزه. جنبش. تشنج. (فرهنگ فارسی معین). رعشه. لرزه. لرز. ارتعاش. ارتعاد. لرزش. اضطراب و آن مقدمهٔ رعشه باشد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «رعده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر