معنی رعج
7 بازدید
[ رَ ] (ع مص) بی آرام شدن. (ناظم الاطباء). || بی آرام کردن کسی را. (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). || پی هم درخشیدن برق. (از ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || توانگر کردن خدای کسی را. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ رَ عَ ] (ع مص) بسیار شدن مال و اولاد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). بسیار شدن مال کسی. (از اقرب الموارد).[ رَ ] (ع اِ) گوسپند بسیار مانند رمه. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رعج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عج» برای سرودن شعر