معنی رعثة
5 بازدید
[ رَ ثَ ] (ع اِ) رَعَثَة. گوشوار. قرط. (یادداشت مؤلف). گوشواره. (از ناظم الاطباء) (دهار). گوشواره. ج، رِعاث. (منتهی الارب) (آنندراج). زیر گوشی. (مهذب الاسماء). گوشواره، و در اصل هر چیزی که آویزان و جنبان باشد اعم از گوشواره و گردن بند. (از اقرب الموارد). || غبغب خروس. (ناظم الاطباء). غبغب خروس و موهای زیر زنخ آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). ریش خروس. جِ رَعَثات. رعاث. (مهذب الاسماء). || تاج خروس و موهای زیر زنخ آن. ج، رِعاث و رَعَثات و رُعُث و رُعَث. (ناظم الاطباء). تاج خروس. (منتهی الارب) (آنندراج). || آوندی که از غلاف طلع خشک سازند و بدان آب خورند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد).[ رَ عَ ثَ ] (ع اِ) رَعثَة. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به رَعثَة شود.[ رُ عَ ثَ ] (ع اِ) پشم رنگین که از هودج آویزان سازند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به رَعَث شود.
کلمات همقافیه با «رعثة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثة» برای سرودن شعر