معنی رعبلة
6 بازدید
[ رَ بَ لَ ] (ع ص) باد سخت که بر یک مهب نوزد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). بادی که در وزش خود مستقیم نباشد. (از اقرب الموارد). رعبلیل. رجوع به رعبلیل شود.[ رَ بَ لَ ] (ع مص) به زنی گرفتن زن گول سست را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || پاره پاره کردن گوشت. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). پاره پاره کردن گوشت را تا به آتش گذاشته بپزند و در حدیث است: «رعبلوا فسطاط خالد بالسیوف». (از اقرب الموارد). || پاره پاره کردن جامه را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || بریدن خیمه را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ رِ بَ لَ ] (ع ص، اِ) جامهٔ کهنه. ج، رَعابیل. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || زن کهنه لباس. || زن گول فروهشته گوش. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «رعبلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر