معنی رعامی
7 بازدید
[ رُ ما ] (ع اِ) درختی است. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || فزونی جگر. (منتهی الارب) (از آنندراج). زیادت کبد. (یادداشت مؤلف) (از اقرب الموارد).[ رُ ] (اِخ) عامربن محمدبن حسن رعامی. او راست: الروض الحسن فی اخبار مولانا صاحب السعادة حسن، فی ایام ولایته باقلیم الیمن (تألیف بین سال ۹۸۸ و ۹۹۲ هـ . ق.) چ لیدن ۱۸۳۸ م. (از معجم المطبوعات مصر ج ۱).
کلمات همقافیه با «رعامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر