معنی رعات
7 بازدید
[ رُ ] (ع ص، اِ) رُعاة. جِ راعی. نگهبان. (غیاث اللغات) (آنندراج). نگهدارندگان. حارسان. (فرهنگ فارسی معین). || جِ راعی. چرانندگان. چوپانان. (فرهنگ فارسی معین). شبانان. (یادداشت مؤلف): هر زمان بدتر شود حال رمه چون بود از گرسنه گرگان رعات. ناصرخسرو. || مجازاً به معنی حاکمان و سلاطین و این جمع راعی است. (غیاث اللغات) (آنندراج). والیان. امیران. شاهان. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به راعی و رعاة شود.
کلمات همقافیه با «رعات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر