معنی رطیب
7 بازدید
[ رَ ] (ع ص) تر. (دهار). تروتازه و از آن است «عیش رطیب ناعم». (از اقرب الموارد). تروتازه. ج، رِطاب. (از آنندراج) (منتهی الارب): کنجی که برف پیش همی داشت گل گرفت هر جویکی که خشک همی بود شد رطیب. رودکی. || خرمای رسیده. ج، رِطاب. (از آنندراج) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «رطیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر