معنی رطب چیدن
7 بازدید
[ رُ طَ دَ ] (مص مرکب) رطب بازکردن از نخل؛ چیدن خرمای تازه : در آن باغ رفته رطب چیدمی وزو دادمی هر که را دیدمی. نظامی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «رطب چیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر