معنی رضوان قاجار

معنی رضوان قاجار

6 بازدید
[ رِضْ نِ ] (اِخ) سام میرزا، پسر محمدقلی میرزا ملک آرا. وی در تهران به تحصیل دانش پرداخت و از همهٔ علوم بهره گرفت. بواسطهٔ ذوق فطری و موروثی به شعر و شاعری گرایید و در اندک مدت به مقامی ارجمند در جهان ادب رسید و به مدح ناصرالدین شاه پرداخت و مورد توجه و تکریم قرار گرفت. رضوان در شکارگاهها به بدیهه رباعی مناسب تیراندازی شاه می گفت و سلطان تحسین و احسانش می کرد. دیوان اشعارش جمع نگردید، چند بیت زیر از اوست: بتا بهار منا نوبهار خرم شد زمین نمونهٔ این سبزگونه طارم شد پیاله را سپر غم نما و خیره مباش که کوه و دشت پر از خیری و سپرغم شد بیار بادهٔ درغم مباش در غم و رنج که عندلیب به گل در نوای درغم شد ز نوبهار چنین سبزه رست و لاله دمید و یا هر آنچه شد از فیض صدر اعظم شد نشد مکرم شخص شریف او ز لقب که صدر اعظمش از شخص او مکرم شد چو شاه ناصردین شد وزیر نصراللََّه سپاهیان را نصرت قرین و همدم شد. (از مجمع الفصحا ج ۱ ص ۲۸ و ۲۹). و رجوع به فرهنگ سخنوران و گنج شایگان صص ۴۰ -۵۷ و ۵۴۷ -۵۵۰ و انجمن آرای ناصری (انجمن دوم شخص ۸) و المآثر و الآثار ص ۱۹۰ و حدیقةالشعراء ص ۷۶ شود.

کلمات هم‌قافیه با «رضوان قاجار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید