معنی رضا گروس
9 بازدید
[ رِ گَ ] (اِخ) دهی از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. سکنه ۱۲۰ تن. آب آن از چشمه و رود گاماسیاب. محصول آنجا غلات و لبنیات. ساکنان از طایفهٔ غیب غلامند و در زمستان به قشلاق می روند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «رضا گروس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر