معنی رضا قشلاقی
5 بازدید
[ رِ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان چهاردولی بخش مرکزی شهرستان مراغه. سکنه ۱۸۵ تن. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و بادام و حبوب و کرچک. صنایع دستی زنان جاجیم بافی. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «رضا قشلاقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر