معنی رضا توفیق
6 بازدید
[ رَ تَ ] (اِخ) معروف به فیلسوف رضا. از دانشمندان متأخر ترکیه که وکیل مجلس ترکیه و از دوستان ادوارد براون بود. براون گوید: در سال ۱۹۰۹م. در سلسلهٔ کتابهای گیپ کتابی چاپ شد که مجلد نهم است و تحقیقی در باب تعالیم حروف باز به فرانسه به قلم دکتر رضا توفیق معروف به فیلسوف رضا آمده که مرد عالمی است و شرق و غرب را بخوبی می شناسد و از آنچه مربوط به دراویش است مخصوصاً راجع به بکتاشیه اطلاع کامل دارد. (تاریخ ادبی ایران از سعدی تا جامی ص ۴۰۵). و رجوع به ص ۱۲۶ و ۲۸۳ همان کتاب شود.
کلمات همقافیه با «رضا توفیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر