معنی رضاپاشا
6 بازدید
[ رِ ] (اِخ) یا رضای تبریزی، محمدرضاپاشا. از گویندگان ایرانی نژاد و از اهالی تبریز بود. در دوران کودکی به عثمانی مهاجرت کرد و به مقاماتی نایل شد. وی بسال ۱۰۳۴ هـ . ق. درگذشت. بیت زیر او راست: ز بس که آتش شوق تو مدعاسوز است عیان نگشت به ما هم هنوز مطلب ما. (از قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به صبح گلشن ص ۱۷۳ و آتشکدهٔ آذر چ شهیدی ص ۱۶۷ و ۱۶۶ و تذکرهٔ نصرآبادی ص ۶۹ و دانشمندان آذربایجان ص ۲۳۱ و فرهنگ سخنوران (رضا تبریزی) شود.[ رِ ] (اِخ) علی جزایری. از رجال و دانشمندان عصر سلطان عبدالمجیدخان و سلطان عبدالعزیزخان بود و بسال ۱۲۹۰ هـ . ق. درگذشت. (از قاموس الاعلام ترکی).[ رِ ] (اِخ) از گویندگان و وزیران نامی عثمانی و از اهالی طرابوزان بود و بسال ۱۲۶۲ هـ . ق. درگذشت. (از قاموس الاعلام ترکی).[ رِ ] (اِخ) از وزیران عصر عبدالمجیدخان و سلطان عبدالعزیزخان بود و بسال ۱۲۹۲ هـ . ق. درگذشت. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «رضاپاشا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شا» برای سرودن شعر