معنی رصعة
5 بازدید
[ رَ صَ عَ ] (ع اِ) واحد رصع. یک زنبور عسل خرد. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از تاج العروس). همانطور که در مادهٔ «رَصَع» گفته شد مؤلف منتهی الارب و به تبع او صاحب ناظم االاطباء و آنندراج، «نحل» را به تصحیف «نخل» خوانده و یک خرمابن ریزه معنی کرده اند که نادرست است. رجوع به متون مذکور شود.
کلمات همقافیه با «رصعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر