معنی رصدیه

معنی رصدیه

7 بازدید
[ رَ صَ دی یَ / ی ] (از ع، ص نسبی) رصدیة. - آلت رصدیه؛ هر آلتی که در کار رصد بستن به کار است، و آنرا اقسام بسیار است از جمله: لبنة. حلقهٔ اعتدالیه. ذات الاوتار. ذات الحلق. ذات السمت. الارتفاع. ذات الشبتین. ذات الجیب. الشبهة بالناطق. ذات النقبین. بنگام رصدی. سدس. ذات المثلث. اسطرلاب تام. اسطرلاب مسطح. اسطرلاب طوماری. اسطرلاب هلالی. اسطرلاب زورقی. اسطرلاب عقربی. اسطرلاب آلتی. اسطرلاب قوسی. اسطرلاب جنوبی. اسطرلاب شمالی. استرلاب الکبری [ الکبری ؟ ]. اسطرلاب المسطح. و اسطرلاب المسرطق و حق القمر و المغنی و الجامعة و عُصی موسی [ عصی موسی؟ ] و انواع ارباع از جمله تام و مجیب و مقنطر است و آفاقی و شکاری و دائرةالمعدل و ذات الکرسی و زرقالة و ربع الزرقالة و طبق المناطق و آلةالشاملة و ربع التام، و این آخری از همهٔ آلات کامل تر است و شاید تئودولیت کامل شدهٔ همین ربع تام باشد. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «رصدیه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید