معنی رصدبان
6 بازدید
[ رَ صَ ] (ص مرکب) که رصد بگیرد. منجم. (یادداشت مؤلف). رصدانگیز. || راهبان. باجگیر راه. آنکه در راه از عابران خراج گیرد. رصددار: و با رصدبانان خیانت مکن. (منتخب قابوسنامه ص ۱۸۲). غم ز لب باج نفس می گیرد عمر در کار رصدبان چه کنم.خاقانی.
کلمات همقافیه با «رصدبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر