معنی رصاع
6 بازدید
[ رَ ] (ع مص) آرمیدن با زن. (یادداشت مؤلف) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج) (منتهی الارب).[ رَ ] (اِخ) ابوعبداللََّه محمدبن ابوالفضل غانم انصاری، مشهور به رصاع. او راست شرحی بر حدود فقهیه از ابن عرفه و تألیفاتی دیگر. مؤلف کتاب تحفة الاخبار فی فضل الصلوة علی النبی المختار را نیز از آثار او آورده است. (از یادداشت مؤلف).[ رَصْ صا ] (ع ص) مرد بسیار آرامنده با زن. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «رصاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر