معنی رصاصة
6 بازدید
[ رَ صَ ] (ع اِ) یک قطعه از رصاص. (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف).[ رَصْ صا صَ ] (ع ص، اِ) بخیل. || سنگ چسبیده بر زمین در کنار چشمهٔ روان. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). رصراصة.
کلمات همقافیه با «رصاصة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صة» برای سرودن شعر