معنی رشین
7 بازدید
[ رُ شَ ] (اِخ) نام قریه ای به جرجان. (یادداشت مؤلف) (از معجم البلدان). دهی است، از آن ده است ادریس بن ابراهیم رشینی جرجانی. (از منتهی الارب). و رجوع به ترجمهٔ سفرنامهٔ رابینو ص ۱۶۲ شود.
کلمات همقافیه با «رشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر