معنی واژه رشید تبریزی
6 بازدید
[ رَ دِ تَ ] (اِخ) از تبریزیان عباس آباد اصفهان است. در زرگری و میناکاری بی نظیر و در شعر نیز به اعتقاد خود بی قرین بود. رشید به هندوستان سفری کرد و به اعتبار صنعتش در نزد پادشاهان اعتبار داشت. رشید پیش از سال ۱۰۸۱ هـ . ق. درگذشت. از اشعار اوست: قدم چو مور به آهستگی به خاک افشار که مور بادیهٔ عشق آهوی حرم است. شب که از شوق رخت انجمن افروخته بود نگه گرم چو پروانهٔ پرسوخته بود. می جهد برق ز نقش قدم ماهروان خار این بادیه با آبلهٔ پا چه کند. طلوع صبح به تیغ کشیده می ماند شفق به بسمل درخون طپیده می ماند. پیدا و نهان چو شمع در فانوسم مشهور و خفا چو گنج دقیانوسم القصه درین چمن چو بید مجنون می بالم و در ترقی معکوسم. (از دانشمندان آذربایجان ص ۱۵۹). و رجوع به فرهنگ سخنوران و الذریعة ج ۹ بخش ۲ و نگارستان سخن ص ۳۲ و تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۸۸ و ۳۸۹ و روز روشن ص ۲۴۲ و رشیدی تبریزی شود.