معنی رشیدالدین اسفزاری

معنی واژه رشیدالدین اسفزاری

5 بازدید
[ رَ دُدْ دی اِ فَ ] (اِخ) یا رشید اسفزاری، محمدبن محمد. پیش از قرن هفتم هـ . ق. می زیسته است. هدایت گوید: اسمش رشیدالدین محمدبن محمودبن مسعود از فضلای مشهور خراسان و صاحب کمالات بی پایان بوده. گویند در فضیلت و حکمت مرتبهٔ عالی داشته و خزینهٔ خاطر را از لالی متلألی افکار ابکار انباشته. از اوست: بر آرزوی خدمت درگاه شهریار رای سفر گزیدم در موسم بهار صحن فضا شده ز ریاحین پر از بخور روی هوا شده ز طبایع پر از بخار اندر گل مورّد رنگی ز روی دوست در عارض سمن اثری از رخ نگار بگرفته لاله بر کف جام شراب لعل زیرا که بود دیدهٔ نرگس پر از خمار نیلوفر اندر آب گشاده ز رخ نقاب وآنگاه شنبلید چو عاشق نزار و زار بر طرف جویبار ببالید سرخ بید مرجان صفت ولیک زمرد گرفته بار اغصان به وقت باد چو یاران گه وداع بگرفته یکدگر را از مهر در کنار. (از مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۳۲۱). و رجوع به هفت اقلیم نسخهٔ خطی کتابخانهٔ سپهسالار ص ۵۰۴ و لباب الالباب ج ۱ صص ۲۶۳ -۲۶۵ و فرهنگ سخنوران و الذریعه ج ۹ بخش ۲ شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید