معنی واژه رشوهده
6 بازدید
[ رِشْ / رُشْ وَ / وِ دِهْ ] (نف مرکب) رشوه دهنده. رشوت ده. پاره دهنده. راشی. (یادداشت مؤلف): بگو آنچه دانی که حق گفته به نه رشوت ستانی و نه رشوه ده. سعدی (بوستان). و رجوع به رشوت و رشوت دادن شود.