معنی رشر
6 بازدید
[ رِ شِ ] (اِخ) ایرانشناس نامی آلمانی که نصف اول کتاب فتوح البلدان بلاذری را بسال ۱۹۱۷ م. در لایپزیک به آلمانی ترجمه کرده است. رجوع به ایران در زمان ساسانیان ص ۹۲ و ۹۱ شود.
کلمات همقافیه با «رشر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شر» برای سرودن شعر